جمعى از علما
62
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
اضرب در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود از فعل ماضي ) خواستيم متكلّم وحده بنا كنيم از فعل مستقبل ، همزهء مفتوحه كه حرف استقبال وعلامت متكلّم وحده بود در اولش درآورديم وفاء الفعل را ساكن وعين الفعل را مكسور ولام الفعل را مضموم كرديم ، اضرب شد بر وزن افعل ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، وضمير منفصلش ، انا است كه در وى مستتر است به استتار واجبي ، محلّا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد . نضرب : يعنى مىزنيم ما دو مردان يا دو زنان يا گروه مردان يا گروه زنان در زمان آينده . صيغهء متكلّم مع الغير است از فعل مضارع ، صحيح وثلاثي ومجرّد ومعلوم . نضرب در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود از فعل ماضي ) خواستيم كه متكلّم مع الغير بنا كنيم از فعل مضارع ، نون كه علامت استقبال ومتكلّم مع الغير بود در اولش درآورديم وفاء الفعل را ساكن وعين الفعل را كسره ولام الفعل را ضمه داديم نضرب شد بر وزن نفعل . نون ، حرف استقبال وعلامت متكلّم مع الغير وضاد ، فاء الفعل راء ، عين الفعل باء ، لام الفعل ونحن در أو مستتر است به استتار واجبي ، محلّا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد . [ اسم فاعل ] واز اسم فاعل شش وجه بازمىگردد : سه مذكّر را بود وسه مؤنّث را .